تاریخ حماقت های بشر ، همواره بیش تر و جالب تر از تاریخ شعور بشر است.
انسان بی خود/134
ثمره تحمیل انقلاب بر جامعهای که به آگاهی نرسیده و فرهنگ انقلابی ندارد، جز مجموعهای از شعارهای مترقی، اما ناکام، نخواهد بود…»
م. آ. ۴، ص ۹۵
او {علی} حاكمی بود كه بر پهنه های بزرگی در آفریقا حكم می راند اما زندان سیاسی نداشت , حتی یك زندانی سیاسی و قتل سیاسی . و طلحه و زبیر … هنگامی كه آمدند و بر خروج از قلمرو حكومتش اجازه خواستند , و می دانست كه به یك توطئه خطرناك(جنگ جمل) می روند , اما اجازه داد , زیرا نمی خواست این سنت را برای قداره بندان و قلدران به جای گذارد كه به خاطر سیاست , آزادی انسان را پامال كند . م. آ. ٢ (خودسازی انقلابی)، ص ١۴۴ و ١۴۵
«در تشیع علوی، دورهی غیبت است که دورهی دمکراسی است و برخلاف نظام نبوت و امامت، که از بالا تعیین میشود، رهبری جامعه در عصر غیبت، بر اصل تحقیق و تشخیص و انتخاب و اجماع مردم مبتنی است و قدرت حاکمیت از متن مردم سرچشمه میگیرد» «تشیع علوی و تشیع صفوی»، م.آ. ۹، ص ۲۲۴.
شهید همچون قلبی، به اندامهای خشک مرده بیرمق این جامعه، خون خویش را میرساند و بزرگترین معجزه شهادتش این است که به یک نسل، ایمان جدید به خویشتن را میبخشد.
حسین وارث آدم، مجموعه آثار، 19, «پس از شهادت » ، ص 204
بدتر از توجیه های غلط ، توجیه های درست !یعنی تکیه کردن بر یک حقیقت برای پایمال کردن حقیقت دیگر.
حج/153
برادر! آدمی تا احمق است در بهشت به سر میبرد و همین که آن میوه ممنوع آگاهی را مزه کرد، هبوط میکند و زندگیاش از فراغت گیاهی و جانوری، به «تلاش و جهاد» بدل میشود و تبعیدی زمین و غریق رنج…» جموعه آثار ۳۴ / نامهها / ص
یک شیعهٔ علوی … میداند که کربلا صحنه یک مصیبت ، یک حادثه ی غم انگیز نیست، ابزار گریه و سینه و نوحه و غش و ضعفهای تکراری همه ساله و همه ی عمر نیست، یک مدرسه است، یک مکتب است، آرامگاه نیست، دانشگاه است، قبرستان نیست، تمدن است و…..» تشیع علوی و تشیع صفوی ص ۲۳۰-
مسئله این است که ما باید بیشتر فداکاری بکنیم و کمتر توقع داشته باشیم، … من ترجیح میدهم دو نسل، سه نسل کار بکنند و بعد به نتیجه برسند. اما اگر در عرض ده سال به نتیجه برسیم، باز بر میگردیم به صد سال عقبتر. همیشه یک تجربهی عجیب در تمام آفریقا و آسیا شده، کسانی که به سرعت به نتیجه رسیدهاند،بعد، امتیازات قبل از انقلابشان را هم از دست دادهاند. من همهی انقلابات زودرس را نفی میکنم
مجموعه آثار ۲۰ / چه باید کرد؟ / ص ۵۰۰
همه ي گناهان را به گردن استعمار و امپرياليسم خارجي بار كردن،يك نوع تبرئه كردن عوامل حقيقي گناه و جنايت است كه در پيش چشم ما هستند و مستقيم با ما و ما با آن ها سروكار داريم و دريغا كه نمي شناسيم!
آثار گونه گون جلد اول صفحات 66 و 67
رهایی برای آنکه آشیانی ندارد ،آزادی برای آن که نمی داند چه گونه باید باشد ، کشنده است!هبوط در کویر/146
آخرین نظرات